X
تبلیغات
logTitle->

تاریخ تحلیلی صدر اسلام
قالب وبلاگ

خدیجه زنی بازرگان و دارا بود که به اِمرأةالقریش (یعنی شاهزاده خانم قریش) شهرت داشت. طبق برخی نقلها خدیجه پیش از محمد (ص)، دوبار ازدواج کرده بود(ابی هاله هند بن زراره تمیمی و عتیق بن عائد مخزومی). اما تعدادی از محققین از جمله جعفر مرتضی عاملی بر این عقیده‌اند که خدیجه قبلاً با کسی ازدواج نکرده بود و اولین و تنها ازدواج او، ازدواج با محمد (ص) بود.

داستان ازدواج او با پیامبر چنین است که محمد(ص) ابتدا در کاروان‌های تجاری او کار می‌کرد و او از امانتداری و کاردانی پیامبر خوشش آمده بود. و گفته می‌شود این خدیجه بوده‌است که از محمد(ص) خواستگاری کرده‌است.

و در برخی روایات آمده است که مراسم خواستگاری با حضور عموی محمد(ص) ، ابوطالب و ورقة بن نوفل پسر عموی خدیجه که مردی دانشمند و گریزان از پرستش بت ها بود، انجام شد. پس از خواندن خطبه عقد توسط ابوطالب ، محمد (ص) از جای برخاست و آماده رفتن شد. در این هنگام حضرت خدیجه به ایشان عرض کرد: ' إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک ' به سوی خانه خود بیایید که خانه من خانه شما و خودم خدمتکار شمایم. به گفته محمد(ص)هیچ کدام اززنان او به اندازه خدیجه نزد او گرامی نبوده اند.او تا زمان حیات خدیجه با زن دیگری ازدواج نکرد. [سفینة البحار ، ج 16 ص 279]

محمد(ص) در ۲۵ سالگی با خدیجهٔ ازدواج کرد. گفته می‌شود که خدیجه در آن موقع ۴۰ سال داشت ولی با توجه به حمل فاطمه و ولادت او که در سال پنجم بعثت می باشد این قول نمی‌تواند درست باشد و اقوال دیگر همچون ۲۵ یا ۲۸ سال که در برخی کتابها[۳] ذکر شده قابل قبول تر است.

خدیجه پس از ازدواج با پیامبر تمام ثروتش را برای دین اسلام خرج کرد. سه پسر برای پیامبر آورد، قاسم و عبدالله و طاهر که همگی در کودکی مردند. چهار دختر هم داشت به نام‌هایزینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه زهرا.

در مورد ازدواج محمد(ص) با خدیجه گفته شده‌است که

محمد(ص) پیش از ازدواج با خدیجه برای خدیجه کار می‌کرد و خدیجه از زنان ثروتمند قریش بوده‌است. ثروت خدیجه و کارفرما بودن او نشان می‌دهد که پیش از محمد(ص) نیز زنان حق داشتن ثروت و حق کارفرما بودن را داشته‌اند و مردان از کار کردن برای زنان شرمسار نبوده‌اند.

[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ 21:28 ] [ فرزانه کریمی ]

در دوران ساسانیان مردمان به چهار طبقه اجتماعی تقسیم می‌شدند که مردم طبقه پایین این هرم قادر به بالا بردن طبقه خود نبودند و برای همیشه خود و نوادگان و پیشینیان آنها در همان طبقه باقی میماندند :

  • روحانیان (آسروان)
  • جنگیان یا ارتیشتاران
  • مستخدمین ادارات دبیران
  • توده ملت (روستائیان یا واستریوشان و صنعتگران و شهریان یا هتخشان)
  • یکی از دلایل سقوط دولت ساسانی همین طبقه بندی نا عادلانه بوده که توده را برای همیشه در اختیار ثروتمندان قرار میدادهکه در راس این طبقات راهبان معابد قرار داشتند که همین باعث تحریف دین زردشت و کاهش محبوبیت این دین نزد مردم گشت .

هر یک از این طبقات به چند دسته تقسیم می‌شد. طبقهٔ روحانیان مشتمل بوده‌است بر: قضات (داذور) و علمای دینی. کم‌مرتبه‌ترین و متعددترین مرتبهٔ این علما صنف مغان بود، پس از آن موبد و هیربد و سایر اصناف روحانی که هر یک شغل و وظیفهٔ خاصی داشتند. دیگر از شعب طبقهٔ روحانی دستوران و معلمان بوده‌اند و این صنف اخیر را مغان اندرزبد می‌گفته‌اند.

طبقهٔ جنگجو مشتمل بر دو صنف سوار و پیاده بوده است، که وظایف مختلف داشته‌اند. اصنافی که در طبقهٔ مستخدمین ادارات تشخصی داده شده، از این قرار است: منشیان، محاسبان، نویسندگان احکام و محاکم و نویسندگان اجازه‌نامه و قراردادها و مورخان و پزشکان و منجمان نیز جزو این طبقه بشمار می‌آمده‌اند.

طبقهٔ توده هم مرکب از اصناف و شعبی بود مثل تجار و فلاحان و سوداگران و سایر پیشه‌وران.

هر یک از این طبقات رئیسی داشت، پیشوای موبدان را موبدان موبد می‌نامیدند. فرمانده کل سپاه یا رئیس جنگیان را ایران سپه‌بذ می‌نامیدند. رئیس دبیران ایران دبیربذ یا به اصطلاح دیگر دبیران مهشت. رئیس طبقهٔ چهارم را واستریوشان سالار یا به اصطلاح دیگر واسترپوش بذ یا هتخشبذ می‌گفتند. هر رئیس یک نفر بازرس در تحت اختیار داشت که مأمور سرشماری طبقه بود. بازرس دیگر موظف بود که به درآمد هر فردی از افراد طبقه، رسیدگی کند و نیز یکنفر آموزگار (اندرزبد) در اختیار او بود تا هرکس را از اوان کودکی علمی یا پیشه‌ای بیاموزد و او را به تحصیل معاش قادر کند.

در دوران نخستین ساسانی یک تقسیم اجتماعی دیگر وجود داشته که بی‌شبهه از بقایای عهد اشکانیان بوده‌است. نام این طبقات را در کتیبه شاپور یکم در حاجی آباد که به دو زبان نوشته شده‌است، می‌بینیم. شاپور یکم در آن سنگ‌نبشته کیفیت تیراندازی خود را در حضور شهرداران (امراء دولت) و واسپوهران (مقصود رؤسا یا بطورکلی افراد خاندان‌های بزرگ است.) و ورزگان (بزرگان) و آزاذان (معنی آن کاملاً معلوم نشده‌است. احتمال می‌رود که در اصل نامی بوده باشد فاتحان آریایی در مقابل بومیان مغلوب اختیار کرده بوده‌اند.) در اینصورت فقط طبقات ممتاز ذکر شده‌است.

[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 21:26 ] [ فرزانه کریمی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با سلام

من دانشجوی سال دوم برای درس تاریخ تحلیلی صدر اسلام، طبق گفته استاد مربوطه اقدام به درست کردن این وبلاگ نموده ام و امیدوارم مطالب مفیدی رو به اشتراک بگذارم.
آرشيو مطالب
امکانات وب